تبلیغات
شهیدان خدایی - رهبر عشق
 
شهیدان خدایی
خدا بی همتا ترین هنرمند در عالم هستی است و اوست خالق یکتا...
درباره وبلاگ


کاش میشد که در این دفتر کوچک،چرخی زد و دستان خدا را حس کرد! کاش دلم جای همه مشغله ها،به خدا مینگریست،کاش سخن های پراکنده من،میشدند منظومه، کاش که شعری به دلم سر بزند و خداوند بزرگ است که این قافیه ها را بلدم...

مدیر وبلاگ : امیر حسین
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز نظرت چیه








پنجشنبه 17 فروردین 1391
 ایرنا نوشت: رهبر انقلاب در دیدار با خانواده شهید برونسی فرمودند: زمانی که این شهید عزیز وارد جنگ می شود، نه معلومات دانشگاهی دارد و نه عنوان و تیتر رسمی دارد، اما آنچنان در کار مدیریت جنگ پیشرفت می کند که به مقامات عالی میرسد و شخصیت برجسته‌ای می شود، شخصیت جامع‌الاطرافی که مثلا فرمانده‌ تیپ می شود و بعد هم به شهادت می رسد. ایشان اگر چنانچه به شهادت نمی رسید، مقامات خیلی بالاتر - از لحاظ رتبه‌های ظاهری - را هم طی می کرد.
ایشان در ادامه افزودند: در دفاع هشت ساله، در مجموعه داوطلبان و سپاه هیچکس بعنوان فرمانده و رییس وارد میدان نمی شد، همه بر اساس تلاش خودشان به مقامات بالا می رسیدند. یعنی یک نفر بسیجی معمولی بود، بعد می‌دیدند آدم قابلی است فرمانده دسته یا فرمانده گروهان و بعد فرمانده گردان و تیپ می شد.
فرمانده کل قوا اضافه کردند: مدیریت جنگ آن زمان هم فقط مدیریت نظامی نبود بلکه مدیریت سیاسی، فکری، انسانی، ادبی و اخلاقی بود و تا کسی این چیزها را نداشت، نمی توانست مجموعه‌ زیردست خود را اداره و هدایت بکند.
ایشان افزودند: اینها جزو عجایب و چیزهای استثنایی انقلاب ماست که دیگر نظیر ندارد و نمی توان هیچ جای دیگر را با این مقایسه کرد. من از افرادی شنیدم که ایشان (شهید برونسی) در آن وقت، برای مجموعه‌های دانشجویی و دانشگاهی که از مشهد به جبهه می رفتند، صحبت می کرد و همه را مجذوب خودش می کرد.
رهبر انقلاب همچنین تاکید کردند: استعداد انقلاب برای پرورش شخصیت های برجسته و افراد، تا این حد است و اینها را نباید دست کم گرفت. اینها اهمیت انقلاب و عظمت انقلاب و عمق انقلاب را نشان می دهد. ماها به ظواهر نگاه می کنیم، این اعماق را باید دید. وقتی انسان این اعماق را می‌بیند، آن وقت افق در مقابل چشمش اصلا یک چیز دیگری می شود.
ایشان افزودند: به نظر من شهید برونسی و امثال او را باید نماد یک چنین حقیقتی به حساب آورد، حقیقت پرورش انسان های بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی، نه با معیارهای ظاهری و معمولی. به هر حال هر چه از این بزرگوار و از این بزرگوارها تجلیل بکنید زیاد نیست و بجاست.

خبرنامه دانشجویان ایران:خانواده شهید عبدالحسین برونسی، پیش از اذان ظهر، به بیت رهبری آمدند تا ساعتی با رهبر انقلاب به گفت‌وگو بنشینند.

چند دقیقه پس از حضور خانواده شهید، رهبر انقلاب وارد اتاق شدند و بعد از سلام و علیک گرم و خوش‌آمدگویی، دعوت کردند تا مهمانان صحبت‌های خود را آغاز کنند. یکی از همراهان خانواده شهید، استاندار خراسان رضوی بود. کنگره بزرگداشت شهید برونسی در اسفندماه در حال برگزاری بود و آقای استاندار، گزارشی اجمالی از این کنگره‌ داد. در ضمن گزارش، آقای استاندار دو خبر سینمایی هم داد: اکران فیلم «به کبودی یاس» که پیرامون زندگی شهید برونسی است و نیز خبر ساخت فیلمی درباره زندگی شهید کاوه.


رهبر انقلاب از فرزندان شهید برونسی خواستند که صحبت کنند. وقتی فرزند ارشد «اوستا عبدالحسین» صحبت می‌کرد، جلسه از حالت رسمی فاصله گرفت: «هروقت می‌خواهیم به دیدار شما بیاییم، من خواب شما را می‌بینم! این‌بار هم خواب دیدم که عکس بابا را بر روی سینه‌ گرفته‌ام و در آغوش شما قرار دارم».

جملات فرزند بزرگ شهید برونسی فضای جلسه را منقلب کرد. رهبر جواب داد که: «این‌گونه خواب‌ها را بارها در دیدار با خانواده شهدا و از زبان آن‌ها شنیده‌ام که حمل بر کرامت بنده می‌کنند؛ درحالی‌که این‌گونه خواب‌ها از کرامت و صفای خود خواب‌بیننده است.»

دخترها و عروس‌های شهید نیز به رهبرشان معرفی شدند. یکی از فرزندان شهید از آقا خواست تا برای نوه یک ساله «اوستا عبدالحسین» دعا کنند. آقا سراغ نوزاد را گرفتند که معلوم شد زیر چادر مادرش آرام گرفته است.


پس از پایان سخنان خانواده‌ شهید، چندکلامی هم رهبر انقلاب صحبت کردند. ویژگی‌های شهید برونسی از زبان آقا شنیدنی بود: «خیلی برای تاریخ و جامعه ما اهمیت دارد که این شهید که کارش بنّایی بوده، به جایگاهی می‌رسد که در جنگ با این‌که معلومات دانشگاهی نداشت چنان پیشرفت ‌کند که از یک بسیجی معمولی به مقامات عالی نظامی ‌برسد... مدیریت جنگ تنها نظامی نیست، بلکه فرماندهی جنگ نیاز به مدیریت سیاسی، فکری، انسانی و اخلاقی دارد و این شهید با شخصیت جامع‌الاطراف خود، از پس آن برآمد.»


علاوه بر رعایت حدود بیت‌المال که رهبر انقلاب آن را از ویژگی‌های مهم شهید برونسی دانستند، به نکته جالب دیگری هم اشاره کردند:‌ «در زمان جنگ تحمیلی شنیدم که وقتی مجموعه‌های دانشگاهی با شهید برونسی دیدار داشتند، مجذوب صحبت‌های او می‌شدند».


آقا درباره پرورش انسان‌های بزرگ، شهید برونسی را مثال زد و گفت: «شهید برونسی و امثال او باید نماد حقیقتِ پرورش انسان‌های بزرگ با معیارهای الهی و اسلامی و نه ظاهری و معمولی باشند.»


رهبر انقلاب از خانواده شهید برونسی تقدیر کردند و در مورد همسر شهید گفتند: «ایشان خیلی صبور هستند. بالأخره اگر کسی بتواند پنج پسربچه‌ را بزرگ کند، خیلی هنر می‌خواهد!»


دیگر نزدیک اذان بود و آقا بلند شدند برای اقامه‌ نماز. فرزندان شهید دورتا دور آقا را گرفته بودند و با رهبر حرف می‌زدند. فرزند ارشد شهید برونسی، چفیه آقا را گرفت و در نهایت هم، مهمان کوچک دیدار، نوه‌ یک‌ساله اوستا عبدالحسین برونسی آخرین نفری بود که آقا با نوازش و دعا از او خداحافظی کردند(1).


شهید عبدالحسین برونسی در سال 1321، در روستای «گلبوی کدکن»، از توابع تربت حیدریه، متولد شد. در کلاس چهارم دبستان، به خاطر بیزاری از عمل معلمی طاغوتی و فضای نامناسب درس و تحصیل، مدرسه را رها می کند. در سال 1341، به خدمت زیر پرچم احضار می شود که به جرم پایبندی به اعتقادات اصیل دینی، از همان ابتدا، مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان طاغوتی قرار می گیرد.


او در سال 1347 با خانواده‌ای روحانی وصلت می کند و این ازدواج سرآغاز انسجام مبارزات بی وقفه او با نظام طاغوتی حاکم بر کشور بود. در همین سال، اعتراضات او به برخی خدعه های رژیم پهلوی ( مثل اصلاحات ارضی)، به اوج خود می رسد که در نهایت، به رفتن او و خانواده اش به شهر مقدس مشهد و سکونت در آنجا می انجامد.


شهید برونسی پس از چندی، به کار سخت و طاقت فرسای بنایی روی می آورد و رفته رفته، در کنار کار، مشغول خواندن دروس حوزه نیز می شود و بعدها به علت شدت یافتن مبارزات ضد طاغوتی اش و زندان رفتن‌های پی در پی و شکنجه های وحشیانه ساواک، و نیز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و ورود او در گروه ضربت سپاه پاسداران، از کار بنایی باز می ماند و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رهسپار می شود.


به خاطر لیاقت و رشادتی که شهید برونسی از خود نشان می دهد، مسوولیت های مختلفی برعهده او گذاشته می‌شود. وی قبل از عملیات خیبر به فرماندهی تیپ 18جوادالائمه(ع) منصوب می شود و دراین‌ سالها رشادت‌ و ایثارگری‌ او زبانزد خاص‌ و عام‌ بود تا آنجا که ‌دشمن‌ چنان‌ هراسی‌ از شهید برونسی‌ داشت‌ که‌ برای‌ سرش‌ جایزه‌ تعیین‌ کرد.


این‌ سردار سرانجام‌ در عملیات‌ بدر، در چهار راه‌ خندق‌ در 25/12/63 به‌ شهادت‌ رسید؛ اما همچنان‌که بارها به خانواده و دوستانش گفته بود پیکرش به خانواده بازنگشت و طی مراسم نمادینی در 9 اردیبهشت 64 پیکر پاکش در شهر مقدس مشهد تشییع و مزاری به یادبودش گلباران گردید تا اینکه گروه تفحص، از پیدا شدن پیکر مطهر او و تایید آن از سوی خانواده ایشان اطلاع دادند و پنج شنبه هفته گذشته، پیکر پاک آن شهید به همراه پیکر چند شهید گمنام دفاع مقدس در حرم مولایشان امام علی بن موسی الرضا(ع) و بر روی دستان مردم تشییع شد.



نوع مطلب : عملیات ها، سخنان من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
;font-size: 8pt ;TEXT-ALIGN: center ;font-family: Tahoma ;FONT-WEIGHT: bold ;}

parsskin go Up
........
.........
..........

.

...................
.......... ........... .......... ............................ .............. تماس با ما ............ دریافت همین آهنگ
.................