تبلیغات
شهیدان خدایی
 
شهیدان خدایی
خدا بی همتا ترین هنرمند در عالم هستی است و اوست خالق یکتا...
درباره وبلاگ


کاش میشد که در این دفتر کوچک،چرخی زد و دستان خدا را حس کرد! کاش دلم جای همه مشغله ها،به خدا مینگریست،کاش سخن های پراکنده من،میشدند منظومه، کاش که شعری به دلم سر بزند و خداوند بزرگ است که این قافیه ها را بلدم...

مدیر وبلاگ : امیر حسین
نویسندگان
نظرسنجی
دوست عزیز نظرت چیه








سه شنبه 6 تیر 1391

                  سلام من اومدم

سلام دوستای گلم خوبین...؟                  شکلک یاهو - جدید - تصاویر زیبا ساز

چه خبر دلم واستون تنگ شده بود!!!

من برگشتم به خاطر «....» ازحالا هم وبلاگم پرباست

ممنون که تو این مدت تنهام نذاشتین

راستی این هم برای «....»هم برای اونایی که بهم گفته بودن شعر بگم

                         

                                  ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غرق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته 

دوستون دارم مواظب خودتون باشین....بای تا های



نوع مطلب : شعر خودم تقدیم به ....، حرف عشق، کنجینه اشعار، سخنان من، تصاویر، 
برچسب ها : برگشتم، شعر، دلم، خدا، عشق، دنیا، تنهایی، دوست، برگشت برای خدا،
لینک های مرتبط :

                                    بدرود

هنوز زمان درازی از شروع محبت من و تو نگذشته بود ..... که زمانه من و تورو از هم جدا کرد

چه ظالمانه نگذاشت تا من و تو در کنار هم باشیم نگذاشت تا من در چشمان تو آرامش را پیدا کنم

نگذاشت سرم رو شانه هات بذارم نگذاشت تا من در بغل تو گریه کنم نگذاشت دستای سردمو به تو بدم وگرمای وجودتو با تمام وجودم حس کنم

روح خندان من همیشه بی توپژمرده میمونه وامید های پرشور من به وادی نیستی شتافت

افسوس که این بخت بد عاقبت مرا از تو جدا کرد

از امروز به بعد تا مدتی که نمیدونم کی هست این وبلاک                                                                 به علتی تعطیل شد

 من همیشه براتون ارزوی سلامتی میکنم دوستای گلم مواظب خودتون باشین

مخصوص برای ....... ارزوی سربلندی و پیروزی میکنم

بدون که من روزی در اغوش تو ..... جون میدم



نوع مطلب : سخنان من، 
برچسب ها : خداحافظی، بدرود، عشق، مرگ، جدایی، زندگی، امیرحسین، تعطیل شد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 خرداد 1391

قال‌ علی‌ّ (ع) :«ان‌ّ الله جَمیل‌ٌ و یُحِب‌ُّ الجَمال‌َ» /«خداوند زیباست‌ و زیبایی‌ را دوست‌می‌دارد.»

اگر هنر را ترسیم‌ زیبای‌ واقعیت‌ها بدانیم‌، چه‌ کسی‌ زیباتر از علی‌(ع) به‌ترسیم‌ تابلوی‌ حیات‌ و روح‌ بشر و چهرة‌ جامعه‌ پرداخته‌ است‌؟
اگر هنرمند را، صاحب‌ بیانی‌ نافذ و پیامی‌ رسا بدانیم‌، کدام‌ هنرمند چون‌علی‌(ع) شرارة‌ سخنش‌ را تا ژرفای‌ دل‌ و جان‌ و اندیشة‌ مخاطب‌ نفوذ می‌دهدو او را مشتعل‌ می‌سازد؟

اگر هنر را به‌کارگیری‌ عناصر ارتباطی‌ در القای‌ مفاهیم‌ بدانیم‌، کدام‌ بیان‌رساتر از سخن‌ و کلام‌ علی‌(ع) در این‌ زمینه‌ است‌؟
اگر هنر را شناخت‌ زیبایی‌ و آفرینش‌ زیبایی‌ و جمال‌ بدانیم‌، کدام‌ دیده‌،زیباشناس‌تر از نگاه‌ علی‌(ع) و کدام‌ قدرت‌، پرتوان‌تر از جمال‌ آفرینی‌ِ فرزندابوطالب‌؟

آنچه‌ در این‌ جزوه‌ می‌خوانید، نگاهی‌ گذرا به‌ مقولة‌ هنر و مفهوم‌ زیباشناسی‌ از دید امام‌ علی‌بن‌ ابی‌طالب‌(ع) و در سخنان‌ آن‌ پیشوای‌ جاودانه‌است‌. باشد که‌ ژرف‌ نگران‌ و محققان‌ را به‌ کاوشی‌ عمیق‌تر و جدّی‌تر در این‌موضوع‌ برانگیزد و گوشه‌ای‌ از معارف‌ دین‌ را بنمایاند.
آنچه‌ جوهرة‌ جمال‌ و زیبایی‌ را تشکیل‌ می‌دهد، یعنی‌ دقت‌، ظرافت‌،نازک‌ کاری‌، دلربایی‌، توازن‌، هماهنگی‌، پیوند اجزاء، تناسب‌ِ اشیاء و ... و به‌همین‌ لحاظ‌، روح‌ انسان‌ را به‌ سوی‌ خود جذب‌ می‌کند، در یک‌ نگاه‌ عمیق‌تر،فراتر از مادّیات‌ و محسوسات‌ است‌.

زیبایی‌ را تنها در ظریف‌ کاری‌ محسوس‌ و تناسب‌ و توازن‌ رنگها، صداهاو اجزای‌ یک‌ چیز نباید جستجو کرد. قلمرو جمال‌، فراتر از دنیای‌ حس‌ّ است‌.
نه‌ جمال‌، تنها جمال‌ صوری‌ و زیبایی‌ حسّی‌ است‌، و نه‌ هنر، فقط‌ هنر مادی‌و محسوس‌.

اگر زیبایی‌ را در نگاه‌ بیننده‌ جستجو کنیم‌، از زاویة‌ دید علی‌ (ع)، همة‌هستی‌ زیباست‌ و زیبایی‌ هم‌ تنها در صدا و چهره‌ و منظره‌ و خط‌ّ خلاصه‌نمی‌شود. نگاه‌ جمال‌ شناس‌ و جمال‌ یاب‌ آن‌ حضرت‌، اعماق‌ وجود رامی‌کاود و با نگاهی‌ فراتر از مادّیات‌، زیبایی‌ را حتّی‌ در مفاهیم‌ و مقوله‌های‌ذهنی‌، روحی‌ و رفتاری‌ هم‌ درک‌ می‌کند و آن‌ را می‌ستاید و می‌شناساند. ازاین‌ نظر و نگاه‌، حلم‌ و بردباری‌، وقار، دانش‌، صدق‌ و عفاف‌، زیباست‌ وزیبایی‌ است‌. این‌ مفاهیم‌ در کلمات‌ علی‌(ع) اینگونه‌ جلوه‌ یافته‌ است‌:

زینت‌ باطن‌ها، زیباتر از زینت‌ ظاهرهاست‌.
زینت‌، به‌ زیبایی‌ و نیکویی‌ صواب‌ و حقیقت‌ است‌، نه‌ به‌ نیکویی‌ لباس‌.
زیبایی‌ مرد، حلم‌ است‌.
زیبایی‌ مرد، وقار اوست‌.
زیبایی‌ مرد زیبایی‌ و حسن‌ درونی‌ است‌.
بردباری‌، زینت‌ اخلاق‌ و رفتار است‌.
زیبایی‌ خرد، زیبایی‌ درون‌ و برون‌ است‌.
دانش‌، جمالی‌ است‌ که‌ پنهان‌ نمی‌ماند.
راستی‌، زیبایی‌ انسان‌ است‌ و پایة‌ ایمان‌.
و اینکه‌ ... صدق‌ و راستی‌، انسان‌ را می‌آراید.
عفاف‌، زینت‌ فقر است‌ و سپاس‌، زینت‌ توانگری‌.
زینت‌ عبادت‌، خشوع‌ است‌، زینت‌ ریاست‌، بخشش‌ و بزرگواری‌ است‌،زینت‌ِ علم‌، حلم‌ و بردباری‌ است‌، زینت‌ حکومت‌، عدالت‌ است‌ 
زیبایی‌ آشکار، زیبایی‌ چهره‌ است‌، ولی‌ زیبایی‌ باطن‌، جمال‌ِ درون‌است‌.

از مجموعة‌ اینگونه‌ سخنان‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ «زیبایی‌» در نگاه‌حضرت‌ علی‌(ع) در زیبایی‌های‌ صوتی‌، تصویری‌، حسّی‌ و مادی‌ خلاصه‌نمی‌شود و در عالم‌ هستی‌ بسیاری‌ از زیبایی‌های‌ فرا حسی‌ وجود دارد که‌ از آن‌به‌ «جمال‌ برین‌» یاد می‌کنیم‌ و تحلیل‌ مجموعة‌ آنچه‌ در نگاه‌ علوی‌ «زیبا» دیده‌می‌شود، از حوصلة‌ این‌ نوشتة‌ مختصر بیرون‌ است‌.

هنر گفتاری‌ و نوشتاری‌

از مهمترین‌ شاخه‌های‌ هنر، که‌ در آن‌ واژه‌ و تعبیر، برای‌ بیان‌ زیبا و نافذ وماندگار مقصود و انتقال‌ پیام‌ و اندیشه‌ به‌ مخاطب‌ به‌ کار گرفته‌ می‌شود، فن‌ّخطابه‌ و هنر نگارش‌ است‌. قلم‌ و بیان‌، دو ابزار مهم‌ّ در تأثیرگذاری‌ بر دیگران‌به‌ شمار می‌رود، آن‌ هم‌ نه‌ هر نوشته‌ و سخنی‌، بلکه‌ نوشته‌های‌ برخوردار ازجلوه‌های‌ ادب‌ و هنر و گفته‌های‌ سرشار از عناصر تأثیرگذار و جذّاب‌ وماندگار.

آنچه‌ در ادبیات‌ و علم‌ معانی‌ و بیان‌ به‌ آن‌ «فصاحت‌» و «بلاغت‌» گفته‌می‌شود و در علم‌ بدیع‌، به‌ صناعات‌ ادبی‌ اطلاق‌ می‌شود، چه‌ در گفتار و چه‌ درنوشته‌های‌ حضرت‌ علی‌(ع) وجود دارد. علاوه‌ بر آنکه‌ آن‌ حضرت‌ نسبت‌ به‌جاذبه‌های‌ سخن‌، حرف‌ و نظر دارد، خودش‌ نیز در به‌کارگیری‌ آن‌ عناصر،سرآمد همگان‌ است‌ و امیر بیان‌ و پیشوای‌ بلاغت‌ شمرده‌ می‌شود.

دربارة‌ زیبایی‌ سخن‌، چنین‌ معیاری‌ می‌دهد:
احسن‌ُ الکلام‌ِ مازانَه‌ُ حُسن‌ُ النِظام‌ وَ فَهِمَه‌ُ الخاص‌ّ و العام‌. زیباترین‌ وبهترین‌ سخن‌ آن‌ است‌ که‌ نظام‌ نیکو آن‌ را آراسته‌ باشد و خواص‌ وعموم‌ مردم‌ آن‌ را بفهمند.

این‌ تعبیر و معیار، در بردارندة‌ همة‌ ملاک‌های‌ هنرمندی‌ در ارائة‌ یک‌کلام‌ زیبا و سخن‌ جاودانه‌ و دلنشین‌ است‌. آراستگی‌ کلام‌ به‌ «حسن‌ نظام‌»، همة‌علم‌ بلاغت‌ و فصاحت‌ و خطابه‌ را در برمی‌گیرد.

وی‌ همچنین‌ می‌فرماید:
آفة‌ الکلام‌ِ الاطالة‌. آفت‌ سخن‌، طول‌ دادن‌ است‌.
این‌ نیز اشاره‌ به‌ یکی‌ از عوامل‌ ضدّ جاذبه‌ در گفتار است‌.

نوشته‌ و سخن‌ هر کس‌، میزان‌ هنرمندی‌ او را در «بیان‌ فکر» و «ترسیم‌واقعیات‌» نشان‌ می‌دهد. آنچه‌ را که‌ سعدی‌ گفته‌ است‌:
تا مرد سخن‌ نگفته‌ باشدعیب‌ و هنرش‌ نهفته‌ باشد

بر گرفته‌ از این‌ کلام‌ حضرت‌ امیر است‌ که‌:
المرءُ مَخبوءٌ تَحت‌َ لِسانه‌. آدمی‌ مخفی‌ است‌ در زیر زبان‌.

«گزیده‌گویی‌» یکی‌ از هنرهای‌ کلامی‌ است‌. مردم‌ از سخنان‌ نغز، کوتاه‌ وپر معنی‌ استقبال‌ می‌کنند و اینگونه‌ کلمات‌، در حافظه‌ها می‌ماند و به‌ضرب‌المثل‌ تبدیل‌ می‌شود.

حضرت‌ علی‌(ع) در این‌ زمینه‌ نیز هنری‌ بی‌بدیل‌ دارد، بخش‌ِ سوّم‌نهج‌البلاغه‌، «کلمات‌ قصار» است‌.سخنان‌ کوتاه‌ و گویا و پرمعنای‌ او شهرتی‌بسزا یافته‌ است‌. در مجموعة‌ دیگری‌ از سخنان‌ وی‌ که‌ به‌ نام‌ «غررالحکم‌»معروف‌ است‌، هزاران‌ کلمة‌ قصار می‌بینیم‌ که‌ در عین‌ اختصار، دریایی‌ ازمفاهیم‌ بلند را در خود جا داده‌ است‌.

«ابن‌ ابی‌الحدید» نیز در جلد بیستم‌ شرح‌ خود بر نهج‌البلاغه‌، افزون‌ برکلمات‌ قصاری‌ که‌ در نهج‌البلاغه‌ آمده‌ است‌، تعداد 998 سخن‌ کوتاه‌ دیگرآورده‌ که‌ به‌ آن‌ امام‌ بلاغت‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌.
کم‌ گوی‌ و گزیده‌گوی‌، چون‌ دُرتا از کم‌ تو جهان‌ شود پُر

براستی‌ که‌ کلمات‌ قصار علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌، چه‌ در جاذبه‌های‌ لفظی‌ وتعبیری‌ و چه‌ از جهت‌ غنای‌ محتوایی‌، بسی‌ ارجمند و جاودانه‌ است‌.
گزیده‌هایی‌ از خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات‌ قصار آن‌ حضرت‌ را که‌ سیّد رضی‌گرد آورده‌ است‌، نام‌ «نهج‌البلاغه‌» بر آن‌ نهاده‌ است‌ و راستی‌ که‌ شیوه‌ و روش‌بلاغت‌ و شیوایی‌ گفتار و نوشتار را باید از علی‌(ع) آموخت‌ و این‌ کتاب‌جاودانه‌، تابلوی‌ زیبایی‌ از کلمات‌ ماندگار آن‌ پیشوای‌ بلاغت‌ و سخنوری‌است‌.

به‌ گفتة‌ مورّخان‌، خطبه‌های‌ زیبای‌ آن‌ حضرت‌، حتّی‌ سالها پیش‌ از آنکه‌سید رضی‌ نهج‌البلاغه‌ را گرد آورد، مورد توجّه‌ مردم‌ بوده‌ و صدها خطبة‌ او رااز حفظ‌ داشتند و عدّه‌ای‌ از سخنوران‌ مشهور عرب‌ گفته‌اند که‌ فصاحت‌ وسخنوری‌ خویش‌ را مدیون‌ صد خطبه‌ از سخنان‌ امیرالمؤمنین‌اند که‌ در حافظه‌داشته‌اند.

جالب‌ است‌ بدانید که‌ «ابن‌ابی‌ الحدید» که‌ از ادبای‌ عرب‌ و از مشهورترین‌شارحان‌ نهج‌البلاغه‌ است‌، دربارة‌ یکی‌ از خطبه‌های‌ امام‌ علی‌(ع) که‌ دربارة‌مرگ‌ و عوالم‌ پس‌ از آن‌ و عبرت‌آموزی‌ از درگذشتگان‌ است‌، چنین‌اعتراف‌ می‌کند:
سوگند به‌ کسی‌ که‌ همة‌ امت‌ها به‌ او سوگند می‌خورند، من‌ این‌ خطبه‌ رادر مدّت‌ پنجاه‌ سال‌ تا کنون‌ بیش‌ از هزار بار خوانده‌ام‌. هیچ‌ بار آن‌ رانخواندم‌ مگر آنکه‌ در من‌ خشیت‌ و خوف‌ و پندی‌ ایجاد کرد و در دلم‌تأثیر نهاد و مرا به‌ لرزه‌ آورد. هیچ‌ بار در آن‌ تأمل‌ نکردم‌ مگر آنکه‌ به‌ یادمردگان‌ از خویشاوندان‌ و نزدیکان‌ و دوستانم‌ افتادم‌ و چنین‌ تصوّرکردم‌ که‌ آن‌ را که‌ حضرت‌ به‌ توصیف‌ حالش‌ پرداخته‌، خود من‌ هستم‌.در این‌ زمینه‌ بسیار از خطبا و فصحا داد سخن‌ داده‌اند و من‌ آنها رامکرّر خوانده‌ام‌، ولی‌ هیچ‌کدام‌، تأثیر کلام‌ امیرالمؤمنین‌ را بر من‌نداشته‌ است‌ ....

مگر «همام‌» نبود که‌ وقتی‌ توصیف‌ حضرت‌ را از ویژگیهای‌ متقین‌ شنید،تاب‌ نیاورد، خروشی‌ برآورد و قالب‌ تهی‌ کرد؟ با آنکه‌ خودش‌ به‌ اصرار ازحضرت‌ خواسته‌ بود که‌ اهل‌ تقوا را برایش‌ وصف‌ کند.

اینگونه‌ است‌ که‌ سخن‌ حضرت‌ و جاذبه‌های‌ کلامی‌ او، اعصار و قرون‌ رادر نوردیده‌ و هم‌ به‌ لحاظ‌ ظرافت‌ها و هنرمندی‌های‌ تعبیری‌ در کلام‌ او، و هم‌به‌ خاطر مفاهیم‌ بلند و ملکوتی‌ سخنانش‌، در انحصار زمان‌ خویش‌ نمانده‌ است‌و به‌ جهت‌ چند بطنی‌ بودن‌ آن‌ کلمات‌ و ابعاد تودرتو و ژرفش‌، در عصر غیرخودش‌ هم‌ مخاطب‌ برای‌ پیام‌های‌ او فراوان‌ است‌. اگر سخن‌ حضرت‌ علی‌(ع)را پایین‌تر از کلام‌ خدا و فراتر از کلام‌ بشر دانسته‌اند، تنها نه‌ از حیث‌فصاحت‌ و بعد ادبی‌، بلکه‌ از نظر محتوای‌ متعالی‌ آن‌ نیز چنین‌ است‌.

ادیب‌ فرهیخته‌ و نویسندة‌ فرزانه‌، استاد محمدرضا حکیمی‌، دربارة‌ «کلام‌جاودانة‌» آن‌ حضرت‌، سخنها دارد و در آغاز نوشتارش‌ می‌نویسد:
سخن‌ گفتن‌ دربارة‌ «سخن‌ علی‌» نیز دشوار است‌، به‌ همان‌ اندازه‌ که‌سخن‌ گفتن‌ دربارة‌ خود علی‌(ع). این‌ «کلام‌ جاودانه‌» را، کلامی‌ باید تاآن‌ را بشناساند و در سُرایش‌ عظمت‌هایش‌ روزگار بگذارد. اینجاپهنه‌ای‌ و ژرفایی‌ و عظمتی‌ است‌ بیگانه‌ با نهایت‌ها. چه‌ بیشماراندیشمندان‌ و فرزانگان‌ و ژرفنگرانی‌ که‌ خاموش‌ ماندن‌ را سخت‌تردانستند و سکوت‌ را گویاتر شمردند و چه‌ بسیار فرهیختگان‌ وسخنوران‌ و شاعران‌ که‌ قهرمانان‌ بزرگ‌ و پیروز پهنه‌های‌ سخن‌ وسخنوری‌ بودند، لیکن‌ در این‌ پهنة‌ بیکران‌ و عرصة‌ سترگ‌ نیارستند پویید ....

«خطابه‌»، یکی‌ از عمده‌ترین‌ هنرهای‌ گفتاری‌ بشر از دیر زمان‌ تا کنون‌ بوده‌است‌، یعنی‌ نوعی‌ گفتار هیجان‌انگیز، تأثیرگذار، بازدارنده‌ یا برانگیزنده‌، که‌هم‌ عقل‌ را قانع‌ کند، هم‌ دل‌ را تسلیم‌ سازد. فلاسفه‌ای‌ چون‌ ارسطو و افلاطون‌دربارة‌ این‌ فن‌ّ، کتاب‌ نوشته‌ و حدود آن‌ را تعریف‌ کرده‌اند. یونان‌ قدیم‌ وروم‌، خطیبان‌ چیره‌دستی‌ داشته‌اند، مانند دموستنس‌، کاتن‌، سیسرون‌،اگوستین‌، لوتر و در قرون‌ بعدی‌ کسانی‌ مانند بوسوئه‌، بوردالوست‌، فنلن‌.

در دنیای‌ عرب‌ نیز، چه‌ در عصر جاهلیت‌ و چه‌ پس‌ از ظهور اسلام‌ وسده‌های‌ بعد، خطبای‌ برجسته‌ و نامداری‌ بوده‌اند که‌ می‌توان‌ از کسانی‌ چون‌:هانی‌ بن‌ قبیصه‌، اکثم‌ بن‌ صیفی‌، قس‌ّ بن‌ ساعده‌، کعب‌ بن‌ لؤی‌، ابن‌ سّماک‌،سعیدبن‌ اسماعیل‌ نیشابوری‌، ابوعلی‌ دقّاق‌، ابن‌ جوزی‌، اخطب‌ خوارزم‌، ابن‌نباته‌ و ... نام‌ برد.

ابن‌ نباته‌ یکی‌ از خطبای‌ زبردست‌ قرن‌ چهارم‌ است‌ و خطابه‌هایش‌ مشهوراست‌. خطبه‌ای‌ در برانگیختن‌ بر جهاد دارد. امیرالمؤمنین‌(ع) نیز در خطبة‌ 27نهج‌البلاغه‌ مردم‌ را به‌ جهاد برمی‌انگیزد و خطبة‌ جهادیّة‌ او معروف‌ است‌. ابن‌ابی‌الحدید، شارح‌ِ نهج‌البلاغه‌ این‌ دو خطبه‌ را با هم‌ مقایسه‌ می‌کند و می‌گوید:

«در خطبة‌ ابن‌ نباته‌ را با خطبة‌ امام‌ مقایسه‌ کنید و از دایرة‌ انصاف‌ دورنشوید، نسبت‌ این‌ دو با هم‌ مانند نسبت‌ شمشیر چوبین‌ با تیغ‌ پولادین‌است‌ ...، خطبة‌ ابن‌ نباته‌، هر چند بهره‌هایی‌ از صناعات‌ بدیعی‌ دارد،امّا در حضیض‌ زمین‌ است‌ و کلام‌ امیرمؤمنان‌ در اوج‌ آسمان‌ است‌».

می‌بینیم‌ که‌ حضرت‌ علی‌(ع) در هنر سخنوری‌ و خطابه‌ نیز سرآمد است‌ واگر به‌ او «بزرگترین‌ خطیب‌ تاریخ‌» لقب‌ داده‌اند، گزاف‌ نیست‌. و اگر او را«خداوند سخن‌ در منبر و خداوند قلم‌ در نهج‌البلاغه‌» شمرده‌اند، توصیفی‌بجاست‌. کیست‌ که‌ سخنان‌ آن‌ پیشوا را بخواند و بشنود و مسحور جاذبه‌های‌کلامی‌ و شیفتة‌ گوهرهای‌ درخشان‌ نهفته‌ در گنجینة‌ کلمات‌ مولا نشود؟!

ابن‌ ابی‌ الحدید، می‌گوید:
معاویه‌ که‌ علی‌(ع) را بنیانگذار فصاحت‌ برای‌ قریش‌ دانسته‌ است‌،راست‌ می‌گوید. اگر همة‌ فصحای‌ عرب‌ در مجلسی‌ گرد آیند و این‌خطبه‌ (اشاره‌ به‌ خطبة‌ 216 که‌ پیشتر از آن‌ یاد شد) بر آنان‌ تلاوت‌شود، همه‌ در برابر آن‌ به‌ سجده‌ خواهند افتاد، همان‌ گونه‌ که‌ شاعران‌ درمقابل‌ مصرعی‌ از شعر «عدی‌ّ بن‌ رقاع‌» به‌ سجده‌ افتادند، و وقتی‌ علّت‌را از آنان‌ پرسیدند، گفتند: همان‌ گونه‌ که‌ شما جای‌ سجدة‌ واجب‌ درقرآن‌ را می‌شناسید، ما هم‌ مواضع‌ سجود در شعر را می‌شناسیم‌!

آنگاه‌ در اشاره‌ به‌ جامعیت‌ و چند بعدی‌ بودن‌ کلام‌ علی‌ و شخصیت‌علی‌(ع) می‌افزاید:
من‌ همواره‌ در شگفتم‌ از مردی‌ که‌ به‌ هنگامة‌ نبرد، خطابه‌ای‌ می‌خواندکه‌ طبع‌ حماسی‌ آن‌ با سرشت‌ شیران‌ و پلنگان‌ متناسب‌ است‌ و در همان‌حال‌، وقتی‌ زبان‌ به‌ موعظه‌ می‌گشاید، سخنی‌ می‌گوید به‌سان‌ سرشت‌راهبان‌ تارک‌ دنیا که‌ هرگز نه‌ گوشتی‌ خورده‌ و نه‌ خونی‌ ریخته‌اند. گاهی‌در چهرة‌ بسطام‌ بن‌ قیس‌ و عُتیبه‌ بن‌ حارث‌ و عامربن‌ طفیل‌ آشکارمی‌شود، گاهی‌ در صورت‌ سقراط‌، فیلسوف‌ یونانی‌، گاهی‌ یوحنّا وگاهی‌ در سیمای‌ الهی‌ مسیح‌ بن‌ مریم‌!

حتما به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

emam-ali



نوع مطلب : استاد حسین جاودانی، کنجینه اشعار، شعر خودم تقدیم به ....، حرف عشق، سخنان من، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ای امید من به زندگی
ای سجاده ی نماز عشقم
ای رویای دست نیا فتنی من
ای که سرمزین وجودم از تو سیراب میشود
ای عشق ابدی من
ای لالایی شبانه من
بی تو چه کنم من؟
بی تو من خود را چشمه خود را سیراب کنم؟
بی تو از کدامین آیینه دلگیر شوم؟
بی تو از کدامین نسیم دگله کنم؟
بی توتو سر را روی شانه های چه کسی بگذارم؟
بی تو دردهای دلم را به کی گویم؟سنگ صبور منتو خو خوب میدانی
بی تو نابود خواهم شد
بی تو من خواهم مرد



نوع مطلب : کنجینه اشعار، شعر خودم تقدیم به ....، حرف عشق، سخنان من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چه روزگار غریبی است این روزها!!!

ستاره ها همه کمرنگ
و آسمان، پر احساس تنهایی
و این دل خسته 
که شاخ و برگ زمستانی اش دگر مرده
چه روزگار غریبی است این روز ها!
چقدر حقیر و عجیبند این مردم
چقدر گناه و چقدر بی دینی
ولی با این حال
همه میخندند و حالشان خوب است
و چشمانشان پر از شوق پرواز است
کجا؟؟!! من که هیچ وقت نفهمیدم
برای چه پرواز؟ برای که پرواز؟؟
کجا رود دلشان با همه سیاهیشان
کجا نشسته پرستوی عاشقشان
عشق کجا؟؟! پرنده ایست غریب
مثل یک قمری تنها
کسی سراغ پرش را نمیگیرد
فقط به شهرت او دل سپرده اند این ها
که حتی ندیدندش
و حتی صدایش را هم!
چه روزگار غریبی است
و چقدر عجیبتر شد
زمان بودن و ندیدن یک قمری
همان که عاشقتان بود 
و از شما به شما نزدیکتر
و ......
و احساسم گم شد
دلم هوای گریه شب را 
کنار بوته ی یاس حیاطمان کرده
دلم برای همان شاخه ی گیلاس
و حوض آبی مادر بزرگ تنگ است
و احساسم گم شد...
دیگر نمیخواهم بنویسم....
(حسین جاودانی)


نوع مطلب : استاد حسین جاودانی، کنجینه اشعار، حرف عشق، شعر خودم تقدیم به ....، سخنان من، پراکندها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

علی(ع) فرزند ابوطالب و نوه‌ عبدالمطلب است. هاشم جد او به شمار می‌رود. سیزده سال قبل از بعثت، در عرصه عالم خاکی ظهور کرد. کنیه او ابوالحسن و حیدر لقب اوست. علی(ع) از دوران کودکی پرورش یافته‌ پیامبر بود و معرفت، حکمت و اخلاق را از او آموخت. برای شناخت بیشتر امام علی(ع) آشنایی با برخی ویژگیهای آن حضرت ضروری است .

- ایمان 

امیرالمؤمنین اولین کسی است که رسول خدا را تصدیق کرد و به او ایمان آورد و به نماز او اقتدا کرد. حضرت جایگاه خود و یاران پیامبر را چنین توصیف می‌کند «ما پیوسته و پی‌گیر در کنار رسول خدا(ص) با پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود ‌می‌ جنگیدیم. و این امر جز افزودن بر ایمان‌ و پذیرش و فرمان برداری بیشتر حق، پیامدی نداشت.» 

-  موقعیت سنجی 

با اینکه امت پیامبر، پس از وفات آن حضرت، در امر خلافت، گرفتار اختلاف شدند و امانتی که پیامبر به دست علی(ع) سپرد، توسط افراد کینه‌ توز غصب شد، ولی علی(ع) با موقعیت‌ شناسی، صبر را بر تقابل ترجیح داد. و با سکوت در مقابل فتنه و آشوب ایستاد تا  دین رسول الله بماند.

حضرت در نامه ‌ای به مردم مصر، جریان سقیفه را توضیح می‌ دهد: «مردم را دیدم پیرامون دیگری گرد آمده‌اند و با او بیعت می ‌کنند. دست از هرکاری برداشتم و بیعت نکردم تا آن گاه که دیدم بازگشتگان از اسلام بازگردیده، به نابودی دین محمد(ص) فرا می‌خوانند، لذا ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان برنخیزم در ساختمان آن شکستگی و رخنه‌ای ببینم، یا آن را سراسر ویران بیابم که مصیبت چنین پیشامدی بر من، بسی گرانتر است تا از دست رفتن سرپرستی شما که بی ‌گمان بهره‌ روزهایی اندک است.»
 
-  خلوت ‌گری عشق علی(ع) 

امیرالمؤمنین(ع) با همه عظمت و بزرگی، به درگاه خدا رو ‌می ‌آورد و با او خلوت و زمزمه می ‌کرد و چنین با خدا می ‌گفت: «خدایا، گناهی را از من بیامرز که تو از من بدان داناتری. پس اگر بازگشتم، تو هم با آمرزش بر من بازگرد. خدایا گناهی را از من بیامرز که از درونم وعده کردم و بدان وفا کردنی در نزد من برایش نیافته ‌ای. خدایا، گناهی را از من بیامرز که به زبانم خواسته‌ام به سوی تو تقرّب بجویم، سپس قلبم با آن مخالفت کرده‌است. خدایا به گوشه‌ی چشم اشاره کردن‌ها و سخنان بیهوده گفتن‌ها و خواسته‌های‌ناروای دل و لغزش‌های زبان را از من بیامرز.»
 
- هدایت ساختن مخالفان 

خوارج و اهل نهروان از معاندان و مخالفان جدی حضرت علی(ع) بودند که با روش‌های مختلف با آن حضرت مخالفت می کردند،  ولی امام علی(ع) در تعلیم، هدایت و آگاه سازی آنها کوتاهی نکرد و در نامه‌ها و خطبه‌های خود آن‌ها را به انحرافاتشان گوشزد نمود.
 
- تدریس و آموزش اخلاق اسلامی 

حضرت علی(ع) مانند سایر زما‌مداران نبود که تنها به حکومتداری خویش بیندیشد و از هدایت‌ گری که مهم ‌ترین وظیفه‌ امامان است، غفلت نماید. به همین دلیل، نهج ‌البلاغه، سرشار از رهنمودهای اخلاق نظری و عملی است. بیانات اخلاقی امام به جهان‌بینی و فرجام شناسی آن حضرت وابستگی معناداری دارد. 

غیبت نمودن مردم، لجاجت، خصومت، خشم، حسد، خودپسندی، حرص، کبر، آزمندی، دنیاپرستی و تنگ نظری نمونه ‌هایی از اخلاق ناپسند است که امام بدان پرداخته است.

خوش‌خویی، در اختیار بودن زبان، اقدام کردن به کارهای پسندیده، صبر و پایداری، راستی در گفتار، فروتنی، دانش و بردباری نیز نمونه‌هایی از درس‌های اخلاق پسندیده‌ی امام علی(ع) هستند.
 
-  تبیین فلسفی و عقلی حقایق 

امام علی(ع) در بیان حقایق الهی تنها به ذکر چند توصیه‌ اخلاقی اکتفا نمی ‌کرد بلکه با روش عقلی و استدلالی به توصیف آنها می ‌پرداخت. برای نمونه، در جهت اثبات وحدت ذاتی و تجزیه ناپذیری حق تعالی می ‌فرماید: «هر آن که خدا را توصیف کند و صفاتش را زاید بر ذات بداند او را دو چیز انگاشته و هرکس او را دو چیز می‌ا‌نگارد برای او جزء قائل شده و قائل به جزء، خدا را درست نشناخته است. و کسی که خدا را درست نشناسد به سوی او اشاره می‌کند، و کسی که به او اشاره کند او را در مکانی محدود دانسته است، و هر که او را محدود بداند او را شمرده و خدا منزه از این نسبت‌ها است.» اسلوبی که امام علی(ع) در مسائل توحیدی بیان می ‌کند، کاملاً عقلی و استدلالی است.

امام در خطبه‌ دیگری می ‌فرماید:« خداوند با برتری و چیرگی و قدرت خود بر اشیا و پدیده‌ها، جدا از آنهاست و موجودات و پدیده‌ها نیز به اینکه تحت قبضه‌ قدرت اویند و بازگشتشان به سوی او است جدا از او هستند، هر کس خدا را توصیف کند محدودش دانسته و هرکه او را محدود بداند تحت شمارش در آورده و آن موجب بطلان ازلیت الهی است

امام(ع) درباره‌ شناخت خداوند، تصریح می‌کند که «حق تعالی با حواس درک نمی ‌گردد و به مردم، قیاس و تشبیه نمی‌شود. کیفیت او شناخته نمی‌شود. خردها توان اندازه ‌گیری او را ندارند و افکار و تخیلات از حریم کبریایی او دور هستند. «چشم‌ها و حواس او را نمی ‌بیند، ولی دل‌ها در پرتو ایمان واقعی و اخلاص، هستی او را درک می‌ کنند، خداوند با اوصاف لطافت، غلظت و حجم توصیف نمی‌شود. خواست او بدون اندیشه و قصد صورت می‌گیرد. ظاهر است اما مستقیماً دیده نمی‌شود، وجودش متجلی است .» 



نوع مطلب : سخنان من، حرف عشق، استاد حسین جاودانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
انتظار واژه غریبی است
واژه ای که روزه ا یا شاید هم ماههاست که
با آن خو گرفتم
چه سخت است انتظار 
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارر
خواهم ماند تنها در انتظار تو
میدانم روزی خواهی آمد
میدانم
گریان نمیمانم خندانم
برای وردت ای عشق
لحظه ها در پی هم میگذرند
ومن همچنان در انتظار دیدارم
لحظه ها را
به یاد لحظه دیدار
یک به یک مشمارم!!!!



نوع مطلب : شعر خودم تقدیم به ....، حرف عشق، سخنان من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سلام به همه دوستا گلم
امیدوارم حال همتون خوب باشه
ولی حال من اصلا خوب نیست
راستی تو این مدتی که نبودم از همه دوستایی که اومدن ونظر گذاشت ممنون
من از امروز برگشتم و وبلاکم رو به راست 
یک چیز دیگه من جا داره این جا از داداشم(حسین جاودانی)بابت همه زحماتشون تشکر کنم وبوسه بر دستاش بزنم
دوستون دارم مواظب خودتون باشین بای تا های


نوع مطلب : سخنان من، حرف عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
اجازه هست عشق ترورو تو کوچه ها داد بزنم

(یا صاحب الزمان«عج»)؟

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم(یا صاحب الزمان«عج»)؟

اجازه هست دلمو برات چراغونیش کنم(یا صاحب الزمان«عج»)؟

پیش نگاه عاشقت قلبمو قربونیش کنم(یا صاحب الزمان«عج»)؟

اجازه میدی تا ابد سرمو بزارم رو شونه هات(یا صاحب الزمان«عج»)؟

روزی هزاروصد دفعه بگم که میمیرم برات(یا صاحب الزمان«عج»)

اجازه میدی که بگم حرف عاشقانه ام تویی(یا صاحب الزمان«عج»)

دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی(یا صاحب الزمان«عج»)

اجازه دارم بگم به همه تو مال منی(یا صاحب الزمان«عج»)؟

ستاره ها میگن که تو اقبال منی

اجازه هست جار بزنم چقدر دوست دارم(یا صاحب الزمان«عج»)

بگم به خاطرت سر به بیابو بذارم(یا صاحب الزمان«عج»)

اجازه تو دست تو و اجازه من دست تو

خنده تو خنده من وناراحتی من ناراحتی تو ناراحتی من 

(یا صاحب الزمان«عج»)


نوع مطلب : شعر خودم تقدیم به ....، حرف عشق، استاد حسین جاودانی، سخنان من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
;font-size: 8pt ;TEXT-ALIGN: center ;font-family: Tahoma ;FONT-WEIGHT: bold ;}

parsskin go Up
........
.........
..........

.

...................
.......... ........... .......... ............................ .............. تماس با ما ............ دریافت همین آهنگ
.................